نگهبان

میخواهم پرواز کنم

 

فقط نگهبان پارک می‌داند
لای شمشاد‌ها چه اتفاق‌های ناجوری می‌افتد
آن‌ها اتفاق‌های ناجور را بغل می‌کنند
و با خود به خانه‌هایشان می‌برند
فقط نگهبان پارک می‌داند
در خانه‌ها چه اتفاق‌های ناجوری می‌افتد
خانه‌ها با اتفاق‌های ناجورشان جمع می‌شوند
و به کوچه و خیابان درز می‌کنند
فقط نگهبان پارک می‌داند ...
او فقط نگهبان پارک است
به خانه که بر می‌گردد
تمام درها و پنجره‌ها را می‌بندد
اما اتفاق‌های ناجور
از سوراخ دودکش به درون خانه نشت می‌کنند

 

 

فرهاد زارع کوهی



+نوشته شده در سه شنبه 8 آذر 1390برچسب:,ساعت12:44توسط نادیا | |